وضعیت اسفبار ورزش در ایران
اولین نکتهای که در بحث ورزش در ایران به چشم میآید محروم بودن نیمی از جامعه از ورزش و امکانات ورزشی است، ضمن آن که نیمهی دیگر جامعه نیز از امکانات مناسبی برای ورزش کردن برخوردار نیست. نتایج این کمبودها نیز به خوبی در المپیک پکن قابل مشاهده است و به هیچ وجه هم جای تعجب یا گله کردن ندارد که چرا در المپیک با چنین نتایج ضعیفی روبرو شدیم. با این وضع ورزش اگر با موفقیت روبرو میشدیم باید تعجب میکردیم. کشورهایی در المپیک و مسابقات بینالمللی صاحب مدال و مقام میشوند که سرمایهگذاریهای صحیح و اصولی در زمینهی ورزش انجام داده باشند. عوامل بسیاری در به موفقیت رسیدن ورزش یک کشور دخیل هستند که برخی از مهمترین این عوامل اینها هستند:
سرمایهگذاری صحیح و هدفمند بر روی ورزش کودکان و نوجوانان، کشف استعدادهای جوان و نوجوان و پرورش این استعدادها به نحو اصولی، فراهم آوردن امکانات ورزشی به گونهای که به سادگی در دسترس همگان قرار داشته باشد، برگزاری منظم مسابقات داخلی و شرکت در مسابقات بینالمللی، پرداختن رسانهها به ورزش به گونهای که فقط چند رشتهی ورزشی مورد توجه نباشند، امکان ایجاد کسب درآمد برای ورزشکاران رشتههای مختلف به طوری که ورزشکار مجبور نباشد برای گذراندن زندگی خود شغلی به جز شغل ورزشی خود داشته باشد، فراهم کردن امکان کسب درآمد از تبلیغات برای ورزشکاران، توجه جدی به ورزش مدارس و دانشگاهها، پرداختن به ورزشهای پایه، استخدام معلمان تربیت بدنی مجرب برای مدارس تا شاگردان در زنگ ورزش بدون هیچ نظارتی فقط به فوتبال یا والیبال نپردازند و رشتههای دیگر نیز مورد توجه قرار داشته باشد و به آنها نیز پرداخته شود، قرار گرفتن مدیران ورزشی به جای مدیران نظامی در راس مدیریت باشگاهها، استفاده از مربیان مجرب و شناختهشدهی خارجی برای بالا بردن سطح کیفی ورزشهای گوناگون، فراهم کردن امکان شرکت مربیان داخلی در کلاسهای بینالمللی و صدها و هزاران عامل دیگر که بر کیفیت ورزش ایران تاثیرگذار هستند.
متاسفانه در ایران توجه فقط بر روی چند رشتهی معدود متمرکز شده که عبارتاند از: فوتبال، کشتی، ورزشهای رزمی، وزنهبرداری، والیبال و نهایتا چند رشتهی دیگر. با این وضع شخصی که جذب رشتهی ژیمناستیک یا اسبسواری یا شنا یا صدها رشتهی دیگر شده با چه انگیزهای باید به ورزش مورد علاقهی خود بپردازد؟ وقتی که مثلا حتی فینال مسابقات ژیمناستیک کشور از تلویزیون پخش نمیشود، مطبوعات خبرهای آن را یا درج نمیکنند و یا به ذکر یک خبر دو خطی اکتفا میکنند، ورزشکار درآمد مناسبی هم که ندارد، امکانات و بودجهی مناسبی هم که در اختیار فدراسیونهای این رشتهها قرار نمیگیرد، بنابراین قهرمانان این رشتهها نه در سطح جامعه معروف میشوند، نه از لحاظ مادی در سطح مطلوبی قرار میگیرند و نه شانسی برای مطرح شدن در سطح قاره و جهان پیدا میکنند، پس هیچکدام از محرکهای شهرت، ثروت و افتخار قهرمانی برای این ورزشکاران وجود ندارد. با این وصف اگر یکی از این افراد بتواند خود را حتی در سطح آسیا مطرح کند بسیار جای تعجب و تحسین دارد. برخی از رشتههای ورزشی نیز که اصولا در ایران وجود ندارند که یا به دلیل کمبود امکانات است و یا به دلیل مغایرت با موازین شرعی. مثال کمبود امکانات میتواند لژسواری باشد و مثال مغایرت با موازین شرعی شامل رشتههای ورزشی بانوان میشود که با حجاب کامل اسلامی نمیتوان به آنها پرداخت که متاسفانه تقریبا تمام رشتههای ورزشی را شامل میشود و بنابراین کل جامعه بانوان کشور را از ورزش محروم میکند و یا اگر هم در ایران در داخل سالنهای سرپوشیده و با لباسهای پوشیده و یا حتی با لباسهای ورزشی قادر به ورزش کردن باشند حداقل از حضور در میادین ورزشی بینالمللی محروم هستند و فقط در رشتههای معدودی مثل تیراندازی، تکواندو و شطرنج امکان حضور در رقابتهای خارجی را پیدا میکنند.
بحث راجع به ورزش طولانیتر از این چند سطر است اما به طور خلاصه میتوان گفت خروج از این وضعیت اسفبار به دو عامل عمده بستگی دارد، مدیریت صحیح و بودجه کافی.

