تبليغاتX
کروکودیل قرمز اين وبلاگ اصولا براي گاز گرفتن ايجاد شده و نويسنده اش كروكوديل قرمزي است كه گاز گرفتن را وظيفه ي خود مي داند

کروکودیل قرمز

من گاز می گیرم پس هستم

اين گاز مخصوص كساني است كه دست‏شان به دهان‏شان مي‏رسد.

 

از قديم هميشه اين سوال در ذهن من وجود داشته كه ثروتمندترين اشخاص جهان چه لذتي از اين همه ثروت مي‏برند؟ مثلا شخصي كه پنجاه ميليارد دلار ثروت دارد چه كاري مي‏تواند انجام بدهد كه شخصي كه دو ميليارد دارد نمي‏تواند؟ براي مثال در نظر بگيريد كه يك خانه‏ي اشرافي در آمريكا در حدود شش هفت ميليون دلار قيمت دارد، گران‏ترين اتومبيل‏هاي دنيا قيمتي حول و حوش يك ميليون دلار دارند و يك هواپيماي شخصي مجلل كمتر از بيست ميليون دلار قيمت دارد. بنابراين اگر شخصي اشرافي‏ترين زندگي را براي خود مهيا كند به كمتر از صد ميليون دلار احتياج خواهد داشت و اگر كسي بخواهد يك زندگي بدون دغدغه همراه با رفاه و آسايش داشته باشد با مبلغي كمتر از دو ميليون دلار مي‏تواند آن را به دست بياورد و تا آخر عمر را در آسايش باشد، پس چرا شخصي كه پنج ميليارد دلار ثروت دارد سعي مي‏كند آن را به ده ميليارد افزايش دهد؟ وقتي كه صد ميليون دلار هم همان كار صد ميليارد را انجام مي‏دهد چه احتياجي به آن نود و نه ميليارد و نهصد ميليون دلار اضافه هست؟ من نمي‏دانم در دنيا چند نفر ثروت بالاي صد ميليون دلار دارند اما با اطمينان مي‏توانم بگويم كه اگر تمامي كساني كه بيشتر از صد ميليون دلار ثروت دارند مازاد آن را به خيريه اختصاص دهند هيچ انسان گرسنه‏اي باقي نخواهد ماند.

خوب البته اين حرف‏ها و اين ثروت‏هاي افسانه‏اي به احتمال قريب به يقين شامل حال هيچ‏كدام از ما نمي‏شود اما در ايران خودمان نيز هستند كساني كه در سطوح بسيار مرفه، مرفه و نسبتا مرفه زندگي مي‏كنند كه در اينجا روي سخن من با آن‏ها است. من قصد دارم تا در اينجا از زاويه‏اي ديگر به قضيه نگاه كنم و سعي كنم تا ديدي را به دست بدهم كه شايد تاثيري در اشخاصي كه به اصطلاح دست‏شان به دهان‏شان مي‏رسد ايجاد كند.

در ابتدا مي‏خواهم ارقامي را مطرح كنم كه مي‏تواند به نجات جان مردم يا به بهبود نسبي وضع آن‏ها بيانجامد. براي مثال به نظر من مي‏توان فقط با هزار تومان حداقل غذاي مورد نياز براي يك روز يك انسان گرسنه را فراهم آورد. فرض كنيد با همين هزار تومان مي‏توان دو عدد تخم‏مرغ به مبلغ دويست تومان، دو عدد نان بربري يا يك بسته نان لواش به مبلغ دويست تومان، يك بسته حلوا شكري به مبلغ حدود سيصد و پنجاه تومان و يك ليتر شير دولتي به مبلغ دويست و پنجاه تومان خريداري كرد تا با آن بتوان سه وعده غذاي يك انسان گرسنه را تامين كرد تا از مرگ بر اثر گرسنگي نجات يابد (البته اقلام خوراكي ديگري هم هستند كه با همين حدود مبالغ قابل خريداري هستند مثل انواع بيسكويت و كيك، سمبوسه و فلافل، شكلات، آب‏ميوه و ...). در همين مقياس مبلغ صد هزار تومان مي‏تواند يك خانواده‏ي سه نفري را براي حداقل يك ماه از خطر مرگ بر اثر گرسنگي نجات دهد. با مبلغ حدود يك ميليون تومان مي‏توان براي خانوده‏هاي آبرومندي كه دختر دم‏بخت دارند جهيزيه تهيه كرد. شايد با مبلغ دو سه ميليون تومان بتوان براي يك آدم بيكار اشتغال ايجاد كرد تا بتواند خانواده‏ي خود را تامين كند. با حدود چهار پنج ميليون تومان مي‏توان هزينه‏ي تحصيل يك جوان دانشجو را تامين كرد. با مبلغ ده ميليون تومان مي‏توان براي يك خانواده‏ي بي‏سرپناه يك آپارتمان كوچك رهن كرد و با مبلغ سي ميليون تومان مي‏توان در خيلي از شهرها براي همين افراد يك آپارتمان كوچك خريد. حال با توجه به اين ارقام مي‏خواهم نكاتي را بگويم كه اميدوارم مورد توجه قرار بگيرد.

فرض كنيد خانواده‏اي از قشر بسيار مرفه خانه‏اي لوكس و 350 متري را در شمال تهران خريداري كرده‏اند كه با توجه به قيمت‏هاي حدود پنج شش ميليون توماني براي هر متر مربع در شمال تهران بايد رقمي حدود دو ميليارد تومان پرداخت كرده باشند. اگر اين خانواده‏ي محترم به يك خانه‏ي 200 متري در مناطق متوسط تهران رضايت مي‏دادند هزينه‏اي حدود پانصد ميليون تومان برايشان در بر داشت و مي‏توانستند با يك ونيم ميليارد تومان ديگر، يك و نيم ميليون نفر انسان گرسنه را براي يك روز يا پانزده هزار نفر انسان گرسنه را براي صد روز از گرسنگي و خطر مرگ نجات دهند يا اين كه براي هزار و پانصد نفر دختر دم بخت جهيزيه تهيه كنند يا خرج تحصيل حدود سيصد چهارصد نفر دانشجو را بپردازند و ... . يا در نظر بگيريد خانواده‏اي از قشر مرفه براي خودشان يك مرسدس بنز صد ميليون توماني تهيه كرده‏اند. همين خانواده مي‏تواند با رضايت دادن به يك زانتياي بيست ميليوني، با هشتاد ميليون تومان باقي‏مانده براي حداقل بيست سرپرست خانوار بيكار اشتغال ايجاد كند تا زندگي حدود هشتاد نفر تامين شود. يا حتي در مقياس كوچك‏تر اگر قشر نسبتا مرفه را در نظر بگيريم كه سطح نسبتا وسيع‏تري از جامعه را به نسبت دو قشر قبلي پوشش مي‏دهد باز هم مي‏توان با كمي صرفه‏جويي زندگي‏هاي زيادي را نجات داد. باز هم فرض كنيد خانواده‏اي از قشر نسبتا مرفه يك تلويزيون 43 اينچ تهيه كرده اند به مبلغ تقريبي دو ميليون تومان. اگر آن‏ها به يك تلويزيون 24 اينچ چهارصد هزار توماني رضايت دهند مي‏توانند شانزده خانواده‏ي سه نفري را به مدت حداقل يك ماه از گرسنگي و خطر مرگ نجات دهند. در اينجا صحبت از چند اينچ اضافه و مرگ و زندگي انسان‏ها است. به نظر شخصي من كسي كه خانه‏ي دو ميليارد توماني مي‏خرد بايد بداند كه اين خانه را بر روي گور اشخاصي ساخته كه فقط هزار تومان مي‏توانست جانشان را نجات دهد يا كسي كه اتومبيل دويست ميليون توماني سوار مي‏شود بايد بداند كه هر روز چرخ‏هاي اتومبيلش از روي جسد صدها كودك بي‏گناه عبور مي‏كند. اي كاش در هنگام خريد كردن يا خرج كردن پول‏مان متوجه باشيم كه با خريدن يك كفش سي هزار توماني به جاي دويست هزار توماني شايد بتوان هزينه‏ي درمان يك بيمار را تامين كرد، با خريدن يك گوشي موبايل صد و پنجاه هزار توماني به جاي هفتصد هزار توماني شايد اثاثيه‏ي يك خانواده به كوچه ريخته نشود. بياييم تصميم بگيريم اگر اين دفعه خواستيم چلوكباب ده هزار توماني بخوريم به يك رستوران ارزان‏تر برويم و در عوض چهار نفر ديگر را هم به خوردن يك پرس چلوكباب دو هزار توماني مهمان كنيم و مطمئن باشيم لذتي كه در خوردن اين چلوكباب هست در آن يكي نيست.

Me :)
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 3:24  توسط کروکودیل قرمز  | 

گازی مخصوص همقطاران!

وبلاگ‏هاي فارسي بعد از وبلاگ‏هاي انگليسي رتبه‏ي دوم تعداد را در اختيار دارند. اما متاسفانه بيشتر وبلاگ‏هاي فارسي به موضوعات مزخرف اختصاص دارد. وبلاگ‏هاي به اصطلاح عاشقانه كه نويسندگانشان غالبا دختران 15 تا 25 ساله‏اي هستند كه براي عشق سوزان(!) خود مي‏نويسند. نمونه‏اي از پست‏هايي كه اين افراد مي‏نويسند:

محسن جون نمي‏دوني چقدر دلم برات تنگ شده!
نگاهت قلبمو آتيش ميزنه!
تا آخر عمرم منتظرت مي‏مونم!

معلوم نيست اين افراد براي چه چنين پستي را در يك وبلاگ عمومي منتشر مي‏كنند! خواندن اين جمله‏هاي آبكي كه خطاب به محسن خان نوشته شده به درد چه كسي مي‏خورد؟! اما نكته‏ي جالب اينجا است كه مي‏بيني همين پست مسخره مثلا 184 تا كامنت دارد! و جالب‏تر اين كه كامنت‏ها هم لحني مشابه همان پست مسخره دارند. براي مثال شما ممكن است با چنين كامنتي روبرو شويد:

نازنين جونم چه احساس پاك و قشنگي داري!
اميدوارم يه روزي به عشقت برسي خواهر گلم!
بوس بوس!!

دسته‏ي ديگري از وبلاگ‏ها ادعاي ادبي بودن دارند و پر هستند از جملات چرندي كه صاحب وبلاگ به آن‏ها مي‏گويد شعر! اين هم نمونه‏اي از «اشعار» اين گروه:

تير عشقت قلبم را سوراخ نموده است آه!
و خون قرمزم قطره قطره از آن به بيرون مي‏تراود!
دوست دارم خونم را در پاي تو بريزم
و خودم را در مقدمت قرباني بنمايم!!

و باز وقتي كه كامنت‏هاي اين پست را ملاحظه بفرماييد مي‏بينيد كه 723 نفر نظر داده‏اند و سيل تشكرها و تعريف و تمجيدها سرازير شده كه «تبريك ميگم كه اينقدر احساس لطيفي داريد» يا «شعرت فوقولاده(!) بود عزيزم»! اتفاقا دقيقا هم بايد چنين مزخرفي براي چنين شخصي با چنين سطح سوادي «فوقولاده» باشد!!

اشخاص زيادي هم وبلاگ‏هاي به اصطلاح طنز و سرگرمي دارند كه معمولا در آن‏ها جوك و اس‏ام‏اس مي‏نويسند. اين هم يكي دو نمونه از شاهكارهاي اين گروه:

يه اصفهانيه كنار يه پوست موز نشسته بود بهش ميگن چرا اينجا نشستي ميگه ميخوام مردم فكر كنن من اين موز رو خوردم! (احتمالا بايد از خنده روده‏بر بشويم!!!)

لطفا اين اس‏ام‏اس رو نخون!
.
.
.
اي بابا تو كه داري مي‏خوني!
.
.
.
حالا خوب شد ميخ شدي؟!!!! (لطفا يك بار ديگر از خنده روده‏بر شويد!!)

اتفاقا اين دسته از وبلاگ‏ها بازديدكنندگان فراواني هم دارند و كامنت‏هاي تشكر و تصدق(!) زيادي هم دريافت مي‏كنند كه از جوك‏ها و اس‏ام‏اس‏هاي به اين توپي(!) تعريف و تمجيد كرده‏اند!

وبلاگ‏هاي ديگري هم كه هميشه جزو وبلاگ‏هاي پربازديدكننده هستند آن‏هايي هستند كه عكس دختران ايراني را در اينترنت قرار مي‏دهند. دختر بيچاره‏اي كه در منزل خودشان يا منزل اقوام يك عكس گرفته و يك نفر از همان آشنايان محترم اين عكس را در اينترنت منتشر كرده و در فاصله‏ي كوتاهي اين عكس در وبلاگ‏هاي مختلف منتشر مي‏شود و انواع و اقسام برچسب‏ها را هم به دختر بيچاره مي‏زنند كه مثلا «دختري در خانه‏ي فساد در شمال تهران» يا «يه عكس خفن از يه دختر ...» و سعي دارند با نوشتن چنين تيترهايي براي موضوعات خود خواننده‏هاي هر چه بيشتري را به وبلاگ خود بكشانند و به قيمت چند عدد كليك بيشتر با آبرو و حيثيت ديگران بازي مي‏كنند. متاسفانه تعداد چنين وبلاگ‏هايي اصلا هم كم نيست. مطلب ديگري كه در تمام اين وبلاگ‏ها مشترك است تيترهايي شبيه اين است: «عكس‏هاي لو رفته از بازيگران زن سينماي ايران».

يكي ديگر از مسايلي كه خوانندگان زيادي را به وبلاگ‏ها مي‏كشاند نوشتن خاطرات جنسي به خصوص با اعضاي خانواده و فاميل است. اشخاصي هم كه متوجه شده‏اند اين موضوعات كشش زيادي براي خوانندگان دارد هر روز خاطره‏ي جديدي را از مادر و خواهر و دخترخاله و دخترعمو و غيره منتشر مي‏كنند و شمار بازديدكنندگان خود را افزايش مي‏دهند.

شمار بسيار زيادي از وبلاگ‏ها نيز فقط به كپي كردن مطالب ديگران بدون ذكر منبع مي‏پردازند و آن‏ها را به نام خود جا مي‏زنند. براي مثال شما مي‏توانيد يك جمله يا چند كلمه‏ي پشت سر هم از يك مقاله را در گوگل جستجو كنيد و ببينيد كه احتمالا دويست وبلاگ يا حتي بيشتر دقيقا همين مطلب را منتشر كرده‏اند و همه هم ادعا مي‏كنند كه مطلب را خودشان نوشته‏اند. مطالبي كه معمولا مورد كپي كردن قرار مي‏گيرند عمدتا به اين مسائل ارتباط دارند: آموزش هك و بوت، آموزش ترفندهاي كامپيوتر و اينترنت، آموزش ترفندهاي موبايل، آموزش راه‏هاي كسب درآمد از اينترنت، نامه‏هاي عاشقانه، متون ادبي و ادبي‏نما(!)، شعرهاي شعراي معروف و غيرمعروف (اشعار شعراي غيرمعروف را به خيال اين كه كسي آن‏ها را نمي‏شناسد به نام خود درج مي‏كنند)، آموزش آپگريد ماهواره و پچ‏هاي جديد براي رسيورهاي مختلف، ساخت قالب وبلاگ (اين مورد بسيار شايع است و افراد بسياري يك قالب واحد را در وبلاگشان منتشر مي‏كنند و همگي هم مدعي هستند كه خودشان آن را طراحي كرده‏اند)، آموزش ترفندهاي ياهو و مطالب بسيار ديگر.

اميدوارم بالاخره روزي در كنار تعداد بالاي وبلاگ‏هاي فارسي شاهد رشد كيفي آن‏ها نيز باشيم.

Me :)
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:36  توسط کروکودیل قرمز  |