دسته هاي عزاداري و انواع و اقسام مزاحمت
دسته هاي عزاداري اي كه داعيه ي اين را دارند كه مي خواهند با راه انداختن عزاداري براي امام حسين اجر دنيوي و اخروي ببرند معمولا انواع و اقسام مزاحمت ها را براي همسايگان و شهروندان ايجاد مي كنند و بيشتر از اين كه از طرف مردم مورد تكريم واقع شوند مورد لعن و نفرين قرار مي گيرند. اين مزاحمت ها شامل مزاحمت هاي صوتي، ترافيكي، آلودگي محيطي، سلب آسايش و ... است كه هر كدام جداگانه باعث آزار شهروندان مي شود.
در ايام عزاداري معمولا چادرهايي در بسياري از خيابان ها برپا مي شود و عده اي در آن مشغول پخش چاي و شربت در ليوان هاي يك بار مصرف مي شوند. به علت اين كه در اين مكان ها سطل زباله يا وجود ندارد و يا جوابگوي مقدار زباله ها نيست شما معمولا شاهد هستيد كه تا چند صد متري اين چادرها ليوان هاي يك بار مصرف بر روي سطح خيابان و پياده رو و يا داخل جوي آب ريخته شده اند. (حالا به مسئله ي بي فرهنگي خودمان كه ليوان ها را بر روي زمين مي ريزيم در اينجا كاري نداريم!) به ندرت من مي بينم كه بعضي از اين چادرها پس از اتمام پخش چاي و شربت ليوان هاي ريخته شده در سطح خيابان را جمع آوري مي كنند كه عمل بسيار خوبي است و جاي تشكر دارد اما در بيشتر مواقع اين طور عمل نمي شود و اين ليوان هاي رها شده در سطح خيابان جلوه ي بسيار زشتي را در شهر ايجاد مي كنند.
درباره ي مزاحمت هاي صوتي هم كه احتياجي به توضيح نيست و هم در داخل حسينيه ها و هم در هنگام به راه افتادن دسته هاي عزاداري صداي بلندگوها به قدري زياد است كه خواب و آسايش را از همگان سلب مي كند و به اين ها بايد صداي گوشخراش طبل و سنج را هم اضافه كنيد و اين عزيزان اصلا اين نكته را در نظر نمي گيرند كه ممكن است كسي مريض باشد و به استراحت احتياج داشته باشد. حتي آدم سالم هم از اين سر و صداها آزرده مي شود چه برسد به كساني كه به علت بيماري بايد در استراحت به سر ببرند و يا پدر و مادر يا پدربزرگ و مادربزرگ من و شما كه بايد در آرامش باشند مجبورند كه اين صداهاي ناهنجار را كه معمولا هم در ساعات پاياني شب كه هنگام استراحت همگان است به گوش مي رسد تحمل كنند.
مورد ديگر ايجاد مزاحمت ترافيكي براي مردم است. دسته هاي عزاداري با راه پيمايي در سطح شهر و خيابان هاي اصلي و غير اصلي ساعات و دقايق زيادي از وقت مردم را تلف مي كنند. چه بسا مريضي در داخل يك آمبولانس در پشت ترافيك به وجود آمده به موقع به مراكز درماني رسانده نشود و جان خود را از دست بدهد كه به نظر من گناهش گردن كساني است كه مسبب اين وضع بوده اند و چه بسا ماشين آتش نشاني نتواند خود را به موقع براي اطفاي يك حريق برساند و جان و مال مردم در خطر بيافتد. به همه ي اين ها اين را هم اضافه كنيد كه از دست رفتن هر ساعت در ترافيك ضررهاي اقتصادي زيادي را بر جامعه تحميل مي كند.
باز به تمام اين ها اين موارد را هم اضافه كنيد كه هر سال مبالغ هنگفتي صرف برپايي اين عزاداري ها مي شود كه مي تواند در جاهاي خيلي لازم تري صرف شود. ميليون ها تومان صرف ساختن علامت هايي مي شود كه هيچ معنا و مفهومي ندارد و تازه همين علامت ها هر ساله تعدادي جوان را فلج يا قطع نخاع مي كند و بعضا مي كشد. ميليون ها تومان صرف خريد كتل و طبل و سنج و زنجير و بلندگو و اكو و آمپلي فاير و غيره مي گردد براي فقط سالي يكبار استفاده آن هم استفاده اي كه باعث آزار و اذيت ديگران مي شود. آيا وقتي كه در مملكت بيمارستان نداريم، مدرسه نداريم و آن هايي هم كه داريم فاقد هرگونه امكاناتي هستند صرف چنين هزينه هايي واقعا صواب است؟ فرض كنيد شما شخصي هستيد كه براي اجر اخروي خود يك حسينيه به راه انداخته ايد و چند ميليون تومان هم صرف آن كرده و مي كنيد. آيا اين خودخواهي شما نيست كه پولي را كه مي توان صرف ساختن مدرسه يا بهبود شرايط مدرسه هاي موجود كرد صرف اجر اخروي خود مي كنيد؟ يك لينك بسيار بسيار تاسف بار و متاثركننده در اينجا مي گذارم تا ببينيد كه كمبود امكانات در مدارس چه برسر فرزندان اين مملكت مي آورد و جگرگوشه هايمان را با چه خطراتي روبرو مي سازد و چطور آينده ي تعدادي طفل معصوم را از آن ها مي گيرد و خانواده هايشان را داغدار مي كند. به كساني كه داراي قلب ضعيف يا احساساتي هستند توصيه مي كنم از ديدن تصاوير كه بسيار ناراحت كننده هستند منصرف شوند. من خودم نتوانستم تصاوير را تا انتها ببينم و صفحه را بستم و مدت زيادي گريه كردم و الان هم كه اين ها را مي نويسم بغض سنگيني گلويم را فشار مي دهد. اين لينك را در اينجا براي كساني مي گذارم كه با هدف و نيت خير پول خود را در راه ساخت حسينيه و مسجد خرج مي كنند تا كمي به خود بيايند و ببينند كه آيا مملكت ما به چيزهاي اساسي تري احتياج ندارد؟ و اين هم لينك مربوطه:
http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html

