تبليغاتX
کروکودیل قرمز - نهمین گاز اين وبلاگ اصولا براي گاز گرفتن ايجاد شده و نويسنده اش كروكوديل قرمزي است كه گاز گرفتن را وظيفه ي خود مي داند

کروکودیل قرمز

من گاز می گیرم پس هستم

اين گاز مخصوص كساني است كه دست‏شان به دهان‏شان مي‏رسد.

 

از قديم هميشه اين سوال در ذهن من وجود داشته كه ثروتمندترين اشخاص جهان چه لذتي از اين همه ثروت مي‏برند؟ مثلا شخصي كه پنجاه ميليارد دلار ثروت دارد چه كاري مي‏تواند انجام بدهد كه شخصي كه دو ميليارد دارد نمي‏تواند؟ براي مثال در نظر بگيريد كه يك خانه‏ي اشرافي در آمريكا در حدود شش هفت ميليون دلار قيمت دارد، گران‏ترين اتومبيل‏هاي دنيا قيمتي حول و حوش يك ميليون دلار دارند و يك هواپيماي شخصي مجلل كمتر از بيست ميليون دلار قيمت دارد. بنابراين اگر شخصي اشرافي‏ترين زندگي را براي خود مهيا كند به كمتر از صد ميليون دلار احتياج خواهد داشت و اگر كسي بخواهد يك زندگي بدون دغدغه همراه با رفاه و آسايش داشته باشد با مبلغي كمتر از دو ميليون دلار مي‏تواند آن را به دست بياورد و تا آخر عمر را در آسايش باشد، پس چرا شخصي كه پنج ميليارد دلار ثروت دارد سعي مي‏كند آن را به ده ميليارد افزايش دهد؟ وقتي كه صد ميليون دلار هم همان كار صد ميليارد را انجام مي‏دهد چه احتياجي به آن نود و نه ميليارد و نهصد ميليون دلار اضافه هست؟ من نمي‏دانم در دنيا چند نفر ثروت بالاي صد ميليون دلار دارند اما با اطمينان مي‏توانم بگويم كه اگر تمامي كساني كه بيشتر از صد ميليون دلار ثروت دارند مازاد آن را به خيريه اختصاص دهند هيچ انسان گرسنه‏اي باقي نخواهد ماند.

خوب البته اين حرف‏ها و اين ثروت‏هاي افسانه‏اي به احتمال قريب به يقين شامل حال هيچ‏كدام از ما نمي‏شود اما در ايران خودمان نيز هستند كساني كه در سطوح بسيار مرفه، مرفه و نسبتا مرفه زندگي مي‏كنند كه در اينجا روي سخن من با آن‏ها است. من قصد دارم تا در اينجا از زاويه‏اي ديگر به قضيه نگاه كنم و سعي كنم تا ديدي را به دست بدهم كه شايد تاثيري در اشخاصي كه به اصطلاح دست‏شان به دهان‏شان مي‏رسد ايجاد كند.

در ابتدا مي‏خواهم ارقامي را مطرح كنم كه مي‏تواند به نجات جان مردم يا به بهبود نسبي وضع آن‏ها بيانجامد. براي مثال به نظر من مي‏توان فقط با هزار تومان حداقل غذاي مورد نياز براي يك روز يك انسان گرسنه را فراهم آورد. فرض كنيد با همين هزار تومان مي‏توان دو عدد تخم‏مرغ به مبلغ دويست تومان، دو عدد نان بربري يا يك بسته نان لواش به مبلغ دويست تومان، يك بسته حلوا شكري به مبلغ حدود سيصد و پنجاه تومان و يك ليتر شير دولتي به مبلغ دويست و پنجاه تومان خريداري كرد تا با آن بتوان سه وعده غذاي يك انسان گرسنه را تامين كرد تا از مرگ بر اثر گرسنگي نجات يابد (البته اقلام خوراكي ديگري هم هستند كه با همين حدود مبالغ قابل خريداري هستند مثل انواع بيسكويت و كيك، سمبوسه و فلافل، شكلات، آب‏ميوه و ...). در همين مقياس مبلغ صد هزار تومان مي‏تواند يك خانواده‏ي سه نفري را براي حداقل يك ماه از خطر مرگ بر اثر گرسنگي نجات دهد. با مبلغ حدود يك ميليون تومان مي‏توان براي خانوده‏هاي آبرومندي كه دختر دم‏بخت دارند جهيزيه تهيه كرد. شايد با مبلغ دو سه ميليون تومان بتوان براي يك آدم بيكار اشتغال ايجاد كرد تا بتواند خانواده‏ي خود را تامين كند. با حدود چهار پنج ميليون تومان مي‏توان هزينه‏ي تحصيل يك جوان دانشجو را تامين كرد. با مبلغ ده ميليون تومان مي‏توان براي يك خانواده‏ي بي‏سرپناه يك آپارتمان كوچك رهن كرد و با مبلغ سي ميليون تومان مي‏توان در خيلي از شهرها براي همين افراد يك آپارتمان كوچك خريد. حال با توجه به اين ارقام مي‏خواهم نكاتي را بگويم كه اميدوارم مورد توجه قرار بگيرد.

فرض كنيد خانواده‏اي از قشر بسيار مرفه خانه‏اي لوكس و 350 متري را در شمال تهران خريداري كرده‏اند كه با توجه به قيمت‏هاي حدود پنج شش ميليون توماني براي هر متر مربع در شمال تهران بايد رقمي حدود دو ميليارد تومان پرداخت كرده باشند. اگر اين خانواده‏ي محترم به يك خانه‏ي 200 متري در مناطق متوسط تهران رضايت مي‏دادند هزينه‏اي حدود پانصد ميليون تومان برايشان در بر داشت و مي‏توانستند با يك ونيم ميليارد تومان ديگر، يك و نيم ميليون نفر انسان گرسنه را براي يك روز يا پانزده هزار نفر انسان گرسنه را براي صد روز از گرسنگي و خطر مرگ نجات دهند يا اين كه براي هزار و پانصد نفر دختر دم بخت جهيزيه تهيه كنند يا خرج تحصيل حدود سيصد چهارصد نفر دانشجو را بپردازند و ... . يا در نظر بگيريد خانواده‏اي از قشر مرفه براي خودشان يك مرسدس بنز صد ميليون توماني تهيه كرده‏اند. همين خانواده مي‏تواند با رضايت دادن به يك زانتياي بيست ميليوني، با هشتاد ميليون تومان باقي‏مانده براي حداقل بيست سرپرست خانوار بيكار اشتغال ايجاد كند تا زندگي حدود هشتاد نفر تامين شود. يا حتي در مقياس كوچك‏تر اگر قشر نسبتا مرفه را در نظر بگيريم كه سطح نسبتا وسيع‏تري از جامعه را به نسبت دو قشر قبلي پوشش مي‏دهد باز هم مي‏توان با كمي صرفه‏جويي زندگي‏هاي زيادي را نجات داد. باز هم فرض كنيد خانواده‏اي از قشر نسبتا مرفه يك تلويزيون 43 اينچ تهيه كرده اند به مبلغ تقريبي دو ميليون تومان. اگر آن‏ها به يك تلويزيون 24 اينچ چهارصد هزار توماني رضايت دهند مي‏توانند شانزده خانواده‏ي سه نفري را به مدت حداقل يك ماه از گرسنگي و خطر مرگ نجات دهند. در اينجا صحبت از چند اينچ اضافه و مرگ و زندگي انسان‏ها است. به نظر شخصي من كسي كه خانه‏ي دو ميليارد توماني مي‏خرد بايد بداند كه اين خانه را بر روي گور اشخاصي ساخته كه فقط هزار تومان مي‏توانست جانشان را نجات دهد يا كسي كه اتومبيل دويست ميليون توماني سوار مي‏شود بايد بداند كه هر روز چرخ‏هاي اتومبيلش از روي جسد صدها كودك بي‏گناه عبور مي‏كند. اي كاش در هنگام خريد كردن يا خرج كردن پول‏مان متوجه باشيم كه با خريدن يك كفش سي هزار توماني به جاي دويست هزار توماني شايد بتوان هزينه‏ي درمان يك بيمار را تامين كرد، با خريدن يك گوشي موبايل صد و پنجاه هزار توماني به جاي هفتصد هزار توماني شايد اثاثيه‏ي يك خانواده به كوچه ريخته نشود. بياييم تصميم بگيريم اگر اين دفعه خواستيم چلوكباب ده هزار توماني بخوريم به يك رستوران ارزان‏تر برويم و در عوض چهار نفر ديگر را هم به خوردن يك پرس چلوكباب دو هزار توماني مهمان كنيم و مطمئن باشيم لذتي كه در خوردن اين چلوكباب هست در آن يكي نيست.

Me :)
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 3:24  توسط کروکودیل قرمز  |